۱۳۸۷ مهر ۲۰, شنبه

پنجره







پنجره


عاشقی پیداست از نظر بازی دل

نیست بیماری چو بیماری دل
علت عاشق ز علتها جداست

عشق ٬اسطرلاب اسرار خداست
عشق آن باشد که حیرانت کند

بی نیاز از کفر و ایمانت کند

۱۳۸۷ مهر ۱۸, پنجشنبه

زيارت


امامزاده علي اكبر

مير سر روضه (ساري

مسجد دزاشيب
امامزاده علي اكبر چيذر
امامزاده علي اكبر حياط
امامزاده علي اكبر چيذر ورودي
ضلع شمالي امامزاده

امروز سماع است سماع است سماع
نوراست شعاع است شعاع است شعاع
اين عشق مشاع است مشاع است مشاع
از عقل وداع است وداع است وداع
اري)

۱۳۸۷ مهر ۱۶, سه‌شنبه

غروب ودريا 2







غروب وكوهستان








گفتم اش نقاش را نقشي بكش از زندگي


با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد





۱۳۸۷ مهر ۱۵, دوشنبه

بازهم غروب













زندگي بايست يكدم ((يك نفس حتي))
زجنبش وا نماند
گرچه اين جنبش براي مقصد ي بيهوده باشد.


**********


۱۳۸۷ مهر ۱۴, یکشنبه

غروب






سلام ای غروب غریبانه دل

سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

۱۳۸۷ مهر ۱۳, شنبه

زندگي وطبيعت











سلسله موی دوست حلقه دام بلاست



هرکه در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست


************************


۱۳۸۷ مهر ۱۰, چهارشنبه

نيايش
گريه كن اي اسمان
درختان خميازه كشيده
طلوع خورشيد
برگ وبرق
*********

ساربانا ، اشتران بين سر به سر قطار مست


مير مست و خواجه مست و يار مست ، اغيار مست


باغبانا ، رعد مطرب ، ابر ساقي گشت و شد


باغ مست وزاغ مست و غنچه مست و خار مست



*******